عشق بی فرجام ما، نا آمده مبهم گذشت
بی حضورت لحظه های زندگی در غم گذشت
روی گلبرگ خیالت لحظه هایم خیس خیس
در حریم سبز سبزه همچنان شبنم گذشت
آفرین بر غم که سر از شانه هایم بر نداشت
آفرین بر عمر چون با یادتو توأم گذشت
آب دریا حسرت شبگریه هایم می برند
آنقدر بگریستم آب از سر عالم گذشت
آه برگرد ای زلال رفته از آیینه ها
گر بیایی از گناهت تا ابد خواهم گذشت!